تبليغاتX
ضجه های خونین
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388
انسان

انسان به طور طبيعي ميل و گرايش به شر و پليدي و همچنين فساد پذيري دارد. كه اين موضوع با نگاهي به روند چندين هزار ساله زندگي بشر كاملاً مشهود است و در نهايت نيز اين حس او و قفسش را نابود خواهد كرد.

اكنون چند سوال:

آيا ممكن نبود انسان ذاتاً به سوي نابودي نرود؟

و يا از منظري ديگر:

آيا اين ذات فسادپذيري و نابودي خواهي انسان راهي است براي رهايي او؟

اصلاً رهايي از چه چيزي؟

چه تضميني وجود دارد كه انسان پس از ترك اين دنيا به دام دنيايي ديگر گرفتار نشود؟

آيا جاودانگي انسان تهديدي براي كائنات محسوب مي‌شود؟

آيا از اين رو نيست كه ذات فسادپذيري در او نهاده شده؟

 

شنبه بیست و نهم فروردین 1388
نياز
آيا خواهان آنيد تا خداي مذهبون را در پايين ترين مرتبه بيابيد؟

آري پائين ترين رتبه و همسان با مخلوق مفلوك خود انسان.  كافيست تا خود را بي نياز از او  و از هر چه در اين دنياست بدانيد. خواهيد ديد كه عظمت و بزرگي ساختگي اش چگونه به ويراني مي گرايد.

در واقع اين نياز انسان است كه او را به پست ترين موجود عالم تبديل كرده است.

شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
عبادت
برایم نجات سگی که با بی‌رحمی درون کیسه‌ای حبس شده،‌ بسی با ارزش‌تر از خواندن نمازی است که نمی‌دانم چه می‌گویم.

شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
پرواز

تنها شوق پرواز کافی نیست،

پر پرواز،‌

آسمانی برای پریدن

و ....

شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
ناداني

به گواه تاریخ، برای خوب بودن بین مردم باید زیر بار نادانی آنان له شد.....

شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
نیک و بد

نیک و بد هیچگاه وجود نداشته و ندارد،‌ هر نیک و بدی تنها به دیدگاه افراد بازمی‌گردد. این نوع تفکر و اندیشه‌ی هر فرد است که به هر رویدادی وجهه‌ی نیک و بد می‌بخشد.

شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
فهم

/* /*]]>*/آنچه ما انجام می‌دهیم هرگز فهمیده نمی‌شود،‌ بلکه همواره یا آفرین‌اش می‌گویند و یا از آن خرده می‌گیرند.

شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
تباهی

و اکنون یک سوال بدون پاسخ

سوال من از تباهی این است:

چرا انسان؟

شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
پستی

حتی به اصطلاح کثیف‌ترین و پست‌ترین موجودات نیز قابل احترام، با ارزش و از ملزومات هستی هستند. بدون وجود آنها نمی‌توانیم مقدار پستی و دون پایگی خویش را بسنجیم ...

یکشنبه هجدهم اسفند 1387
كجا مي‌رويم؟

 

و از تلخ‌ترین واقعیت‌های امروز ما کودک آزاری و حیوان آزاری استموجو.داتی که به کودک دو ساله تجاوز می‌کنند و بدن فرزند خود را با آتش سیگار می‌سوزانند (فقط یک لحظه، یک لحظه‌ی گذرا آتش سیگارتان را لمس کنید تا متوجه شوید بر سر پوست لطیف و گلبرگ‌وار کودکی سه چهارساله چه بلایی می‌آورد)، موجوداتی که بچه  گربه‌ی نازی را مسموم می‌کنند و می‌کشند تا صدای ضجه‌ي  شبانه‌اش از فرط گرسنگی یا سرما خواب شان را نیاشوبد. موجوداتی که محض "تفریح" و "سرگرمی" توله سگ‌ها را با ماشین شان زیر می‌گیرند. موجوداتی که گروهی به پسر چهارده ساله‌ای تجاوز می‌کنند یا حتی به فرزند خودشان. موجوداتی که به طمع النگوی دست دختربچه‌ای دست او را قطع می‌کنند. موجوداتی که دختر "هشت ساله" شان را می‌کشند چون "بی عفت بوده". موجوداتی که سر فرزندشان را آن قدر به زمین می‌کوبند که بر اثر ضربه‌ی مغزی جان می‌سپارد - همسایه‌ی خانواده ‌ای که پسر پنج ساله شان را زیر باد کتک کشته بودند تعریف می‌كرد که هر شب ناله‌ی پسرک را در حال کتک خوردن می‌شنیدند که "بابا، قول می‌دم دیگه اذیت نکنم." (طفلک در دنیای معصومانه‌اش تصور می‌کرد که به خاطر بازیگوشی‌های کوچک و کودکانه‌اش به حق او را مجازات می‌کنند). زمین تا کی این موجودات نفرت انگیز را تحمل خواهد کرد؟ و من اميدوارم كه اين مهلت تمام شده باشد.

و راستی، به کجا می‌رویم؟

*******************************************************************

برگرفته از وبلاگ متال زيرزميني