
انسان به طور طبيعي ميل و گرايش به شر و پليدي و همچنين فساد پذيري دارد. كه اين موضوع با نگاهي به روند چندين هزار ساله زندگي بشر كاملاً مشهود است و در نهايت نيز اين حس او و قفسش را نابود خواهد كرد.
اكنون چند سوال:
آيا ممكن نبود انسان ذاتاً به سوي نابودي نرود؟
و يا از منظري ديگر:
آيا اين ذات فسادپذيري و نابودي خواهي انسان راهي است براي رهايي او؟
اصلاً رهايي از چه چيزي؟
چه تضميني وجود دارد كه انسان پس از ترك اين دنيا به دام دنيايي ديگر گرفتار نشود؟
آيا جاودانگي انسان تهديدي براي كائنات محسوب ميشود؟
آيا از اين رو نيست كه ذات فسادپذيري در او نهاده شده؟
آري پائين ترين رتبه و همسان با مخلوق مفلوك خود انسان. كافيست تا خود را بي نياز از او و از هر چه در اين دنياست بدانيد. خواهيد ديد كه عظمت و بزرگي ساختگي اش چگونه به ويراني مي گرايد.
در واقع اين نياز انسان است كه او را به پست ترين موجود عالم تبديل كرده است.
به گواه تاریخ، برای خوب بودن بین مردم باید زیر بار نادانی آنان له شد.....
نیک و بد هیچگاه وجود نداشته و ندارد، هر نیک و بدی تنها به دیدگاه افراد بازمیگردد. این نوع تفکر و اندیشهی هر فرد است که به هر رویدادی وجههی نیک و بد میبخشد.
/* /*]]>*/آنچه ما انجام میدهیم هرگز فهمیده نمیشود، بلکه همواره یا آفریناش میگویند و یا از آن خرده میگیرند.
حتی به اصطلاح کثیفترین و پستترین موجودات نیز قابل احترام، با ارزش و از ملزومات هستی هستند. بدون وجود آنها نمیتوانیم مقدار پستی و دون پایگی خویش را بسنجیم ...
و راستی، به کجا میرویم؟
*******************************************************************
برگرفته از وبلاگ متال زيرزميني
